شکلات 99%

- نظرات بسته بود تا به وبلاگ‌هایی که سرمی‌زنم بگویم: اینجا هیچ تکلیفی برای رفع کردن ندارند.
(هنوز هم گزاره برقرار است.)

-همچین مالی نیست. ولی کپی نکنید لطفا.

+درضمن... وب زیبایی خودت داری و هف جدّ و آبائت. فمیدی؟ 😒

۱۷ مطلب با موضوع «در لحظه» ثبت شده است

اسب آدمو سگ می‌کنه تا بخواد از خزانش یه دست رحمتی بکشه به سر ملت!

همون پیامه که داده به مناسبت تولدش،  نمی‌دونم عروسیش چیش از ۱۰۰ مگ تا ۱۰۰ گیگ نت می‌ده، همون. من که نمی‌خونم پیاماشو. این بچه‌ها گفتن بزن امتحان کن اگه الکیه دیگه ما زحمت نیفتیم فقط تو ضایه شی بهت بخندیم. منو می‌گی؟ خون جلو چشمامو گرفت.

شصتاد بار اول که یواس‌اس‌دی رو زدم همش یا ارور داد، یا گفت: شما؟ به‌جا نمیارم... کی؟ من؟... کی همچین تهمتی زده؟... هرکی گفته غلط کرده... اینا همش خرافاته. 

دید بیخیال نمی‌شم. علامت داد گفت نیم ساعت دیگه که خلوت شد  بیا پشت پیشخون... فقط کسی نفهمه، اگرم با پلیس تماس بگیری دیگه نتتو نمی‌بینی.

بعد چند دقه گفت پیامک فعالسازی میاد، بزن به چاک. چل ساعت بعد پیام اومده یه گیگ برات گذاشتیم کنار، الان شوگون نداره تحویل بدیم، ساعت ۷  هوشنگ‌دسّه‌بیل رو می‌فرستم پِی‌ات( ینی همون سراغت). ۶ ساعت بعد پیام داده بیا بگیر کوفت کن شرّو بخوابون، فقط... تا قبل از ۵ صبح نباس بازش کنی... وگرنه گرگ می‌شی. از ما گفتن|:


+ عنوان: هیچی فقط با لحن اون آقاهه که صداش واسه رادیونصف‌شب خوبه، با احساس بخونید.

  • morealess ..

در یک کشور فضایی، رئیس یک دولت کاملا معمولی -و نه حتی ایده‌آل،

در ساعت 23 و 11 دقیقه‌‌ی سه‌شنبه‌ی 18 اردیبهشت 97...

با گذاشتن دست راستش بر روی قلب، از مردم عذرخواهی،

و با دست چپش... دکمه‌ی آزمایش یک موشک را فشار می‌داد!


+همین‌قدر افسانه... همین‌قدر دووور!

  • morealess ..

نمایشگاه کتاب که می‌رم یه حس ازدواجی بهم دست می‌ده؛

"همسرم... کتاب‌هایم را حمل کن" 😌




+واسه من که افراد کمی رو دنبال می‌کنم، واقعا این حجم از ستاره‌ی روشن تو سه روز بی‌سابقه بود: 14 تا.

واقعا به وجد اومدم (=

  • morealess ..

آیا تکوندن متولدین قبل از ۵۰ از شاخه‌های اجرایی مملکت هم،  به‌ عهده‌ی شهرداریه؟!




+جمع کنید بریم مجلس، نماینده‌ها رو گمراه کنیم! گویا استعداد خوبی در ”قانع شدن“ دارن/:

  • morealess ..

شاید تنها جزءِ طبیعت که چندان دنبال‌کننده و مریدش نیستم، حیات‌وحش و رازبقا، و دوربین‌های لای علف‌ها باشد!

اما انصافا دوتا از محشرترین کلیپ‌هایی که دیده‌ام به همین مسئله برمیگردند، از شیرهایی که به دنبال آهوها دویده اند؛

یکی از آن‌ها به مقصودش رسید. اما وقتی داشت شکم  طرف  را پاره می‌کرد،  فهمید شکارش باردار بوده. همان‌جا یکی از  باشکوه‌ترین صحنه‌های هستی را ساخت؛ سعی کرد شکارش را به زندگی برگرداند، واقعا امیدوار بود بتواند مُرده‌ را زنده کند. اگر ما می‌فهمیدیم، داشت فریاد می‌زد و‌التماس می‌کرد برگردد.  داشت عذر میخواست و‌گریه می‌کرد. اما ما  این‌ها را نمی‌فهمیم. فقط می‌بینیم که از ناراحتی درخودش جمع شده و می‌میرد!

یکی دیگر از شیرها دنبال یک بچه آهوی تنها گذاشت. بچه‌آهو دوید. آنقدر قوی نبود که روی چابکی‌اش حساب کند. سعی کرد به یک بزرگ‌تری پناه ببرد. کسی را پیدا نکرد. برگشت! و به خود شکارچی پناه برد. شیر نابود شد! یک‌لحظه تردید کرد. ناگهان در یک دوراهی‌ای که ما نمیشناسیم گیر افتاد . و آهو را از شر خودش در آغوش گرفت. بعد هم  هر دو یکدیگر را لیس می‌زدند، که من دقیقا نمی‌فهمم ترجمه‌ی چه کلماتی‌است.

حالا فکر کن

 به بی‌گناه‌هایی که قبل از مرگ از ماشه‌ی روی شقیقه‌شان رحم خواسته‌اند.

فکر کن -نه اصلا  به خانم‌های باردار-  به جنین‌هایی

 که چقدر نگفتنی کشته شده‌اند....

به تروریست‌ها، تکفیری‌ها، صهیونیست‌ها‌.


شاید اصلا... قریضه برای زندگی کافی بود!

  • morealess ..


خاک و پوست نوزادان


  • morealess ..


وااای... خییلی باحال و خنده‌دار بود(((((: خیییلی((((((: مدت‌ها بود بر اثر خنده دل و رودم بهم نپیچیده بود((:


باید خودتون اونجا بودین. نمیتونم تعریف کنم|:




+عنوان؛ بعد از روده‌بری خوبه بگیم، خاصیت داره

  • morealess ..