99%شکلات

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است


شاید فکر می‌کنید؛ اه... من چه افسرده و ناامیدم... چقدر نیمه های خالی لیوان را می‌بینم... چقدر از تلخی بزرگ شدن می‌نویسم... از نفرت‌هایم... از غم ها و تراژدی های زندگی... از بدبختی‌های دنیا... خب پس انتظار دارید از چه بنویسم؟ معلوم است نوشته‌هایم تلخ است‌! با خلوص ۹۹٪ .

 هیچ‌وقت انتظار نداشته باشید بیایم اینجا و از شنگولیجات زندگی بنویسم و موفقیت‌هایم و به سِکر جمعیت بیفزایم! 

بالاخره باید یک جایی غم هایمان را تخلیه کنیم... و شکایت‌ها و غلظت‌های شخصیتمان.  و بتوانیم بقیه زندگی را قهقهه بزنیم...لبخند بزنیم...صبر کنیم...‌سکوت کنیم... و از حرف‌هایی که عین تیغ در قلبمان می‌نشیند، جان سالم به در ببریم.


+گفته‌اند سرخوش و دیوانه‌ام...

و خواب خفتگان مرده را آشفته‌تر سازم!


+شاید به محض قایم شدن احساس نیاز به مصطراح می‌کرده. تنها مشکل من که درکودکی با این بازی همین بود|:

morealess ...


احتمالا از یک جایی به بعد باید کنترل را کنار گذاشت. تکیه داد و زنجیره‌ی تحقق اگر و آنگاه‌ها را تماشا کرد، و گذاشت اتفاق‌ها خودشان بیفتند.

من اینطور نیستم. از یک جایی به بعد دیوانه‌تر می‌شوم. کنترل را پرت می‌کنم به طرف کائنات و فریاد می‌زنم:  ”یا الان... یا هیچوقت!“


سپس هیچ واکنشی دریافت نمی‌کنم.

و درحالی که به شدت کنف شده‌ام، مجبورم برگردم سرجایم، فرمول‌ها را زیر فرش پنهان کرده، و در ایکس و ایگرگ افتادن اتفاق‌ها دخالت نکنم!


morealess ...