شکلات 99%

- نظرات بسته بود تا به وبلاگ‌هایی که سرمی‌زنم بگویم: اینجا هیچ تکلیفی برای رفع کردن ندارند.
(هنوز هم گزاره برقرار است.)

-همچین مالی نیست. ولی کپی نکنید لطفا.

+درضمن... وب زیبایی خودت داری و هف جدّ و آبائت. فمیدی؟ 😒

شاید تنها جزءِ طبیعت که چندان دنبال‌کننده و مریدش نیستم، حیات‌وحش و رازبقا، و دوربین‌های لای علف‌ها باشد!

اما انصافا دوتا از محشرترین کلیپ‌هایی که دیده‌ام به همین مسئله برمیگردند، از شیرهایی که به دنبال آهوها دویده اند؛

یکی از آن‌ها به مقصودش رسید. اما وقتی داشت شکم  طرف  را پاره می‌کرد،  فهمید شکارش باردار بوده. همان‌جا یکی از  باشکوه‌ترین صحنه‌های هستی را ساخت؛ سعی کرد شکارش را به زندگی برگرداند، واقعا امیدوار بود بتواند مُرده‌ را زنده کند. اگر ما می‌فهمیدیم، داشت فریاد می‌زد و‌التماس می‌کرد برگردد.  داشت عذر میخواست و‌گریه می‌کرد. اما ما  این‌ها را نمی‌فهمیم. فقط می‌بینیم که از ناراحتی درخودش جمع شده و می‌میرد!

یکی دیگر از شیرها دنبال یک بچه آهوی تنها گذاشت. بچه‌آهو دوید. آنقدر قوی نبود که روی چابکی‌اش حساب کند. سعی کرد به یک بزرگ‌تری پناه ببرد. کسی را پیدا نکرد. برگشت! و به خود شکارچی پناه برد. شیر نابود شد! یک‌لحظه تردید کرد. ناگهان در یک دوراهی‌ای که ما نمیشناسیم گیر افتاد . و آهو را از شر خودش در آغوش گرفت. بعد هم  هر دو یکدیگر را لیس می‌زدند، که من دقیقا نمی‌فهمم ترجمه‌ی چه کلماتی‌است.

حالا فکر کن

 به بی‌گناه‌هایی که قبل از مرگ از ماشه‌ی روی شقیقه‌شان رحم خواسته‌اند.

فکر کن -نه اصلا  به خانم‌های باردار-  به جنین‌هایی

 که چقدر نگفتنی کشته شده‌اند....

به تروریست‌ها، تکفیری‌ها، صهیونیست‌ها‌.


شاید اصلا... قریضه برای زندگی کافی بود!

  • morealess ..

نظرات  (۱)

عمدی بود اینجوری نوشتن غریزه؟
پاسخ:
گویا!
چه عجب یکی دید (:

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی