99%شکلات

 با این دفه میشه دو بار تو تابستون. ینی دو ایمیل شدیداللحن و طلبکارانه به دو استاد مختلف. هنوز سر حرفم تو اولی هستم و صرفا به جهت حق استادی و امکان روبه‌رو شدن‌های بعدی و‌کاملا متظاهرانه ایمیل معذرت خواهی به دنبال جوابش روانه کردم. ولی این یکی واقعا جای معذرت خواهی داشت چون استاد بیچاره نقشی در قضیه نداشت و تلاش خودشو کرده بود و از پیامم ناراحت شد. این بار واقعا و عمیقا خودمم ناراحت شدم و تصمیم گرفتم حتما یه جوری از دلش در بیارم. پس... هرآنچه در چنته داشتم به کار گرفتم و‌اینطور جواب آمد مرا: ”..... خوشبختانه ادبیاتتان هم خوب است. و راهی جز گفتن خواهش میکنم برای من نگذاشتید....“

راستش خودمم از متن پیامم خوشم اومد و انتظار همچین واکنش خوشحالی رو داشتم(:

درواقع اولین بارم نبود با این روش ذهن کسی رو مدیریت میکردم و آخرین بار هم نخواهد بود!

سال اول دانشگاه یک درخواست عظیمی از پدرم داشتم و نمیتونستم رو در رو بهش بگم. چون اولا روم نمیشد، دوما عصبانی می‌شد و مخالفت می‌کرد. در یک پیام بلندبالا درخواستمو بهش ایمیل کردم. و اونجا هم اینطور جواب گرفتم”اولا اشکمو درآوردی دوما....“

کلا تحت تاثیر قرارگرفته بود و تا مدت‌ها به چشم یک فرد عاقل و بالغ بهم نگاه میکرد. تا قبل از اینکه خودم با دست خودم گند بزنم به تصوراتش!

الان فکر می‌کنم کاش هیچوقت اون ایمیلو براش نفرستاده بودم... کاش هیچوقت اون درخواست رو نمیکردم، کاش هیچوقت قبول نمی‌کرد.

خلاصه رو همه جواب داد حتی پدرم... جز اون کسی که باید جواب میداد!


+وقتی تصمیم می‌گیرید با کسی حرف بزنید  قبلش، از اینکه اصلا زبون شما رو می‌فهمه مطمئن بشید.

morealess ...